الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
386
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
152 / آل عمران ) . ( خداوند وعدهاش را با شما راست و درست گردانيد ) . صَدَقْتُ فلانا : او را به راستگوئى نسبت دادم . أَصْدَقْتُهُ : راستگويش يافتم ، گفته شده هر دو عبارت اخير به يك معنى است و به جاى هم به كار مىروند . در آيات : ( وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ - 101 / بقره ) ( وَ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ - 46 / مائده ) ( سپس بر اثر ايشان ، عيسى بن مريم را آوردى كه تصديق كنندهء تورات بود كه پيش از او نازل شده بود ) . تَصْدِيق : در هر چيزى كه در آن تحقيق و پژوهش شده باشد ، به كار مىرود ، مىگويند : صَدَّقَنِي فعله و كتابه : كار و نوشتهاش مرا تصديق كرد . آيات : ( وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ « 1 » - 89 / بقره ) ( نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ - 3 / آل عمران ) . ( وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا - 12 / احقاف ) يعنى تصديق كننده كتابهائى است كه پيشتر آمده است . و واژهء - لِساناً - در آيهء اخير به خاطر ( حال ) بودن منصوب است ، در مثل مىگويند : صَدَّقَنِي سنّ بَكْرِهِ : ( به هر چه در دل داشت مرا آگاه كرد ) « 2 » . مثل فوق را براى كسانى مىزنند كه در سخنشان صادقند و اصل مثل اين است كه در موقع فروختن شتر ( يا هر متاع ديگر ) سنّ حقيقى شتر جوانش را به مشترى
--> ( 1 ) و چون كتابى از سوى خدا بر ايشان مىآمد كه تصديق كننده كتابشان ( تورات ) بود كه قبلا با آن بر كافران پيروز مىشدند و وقتى آنچه را كه مىشناختند ( مشخصّات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه در تورات معرّفى شده بود ) بر ايشان آمد انكارش كردند . ( 2 ) ابن اثير عبارت فوق را به صورت - و فى حديث على رضى اللّه عنه « صدقنى سنّ بكره » بيان كرده و مىگويد اين حديث كه از على عليه السّلام روايت شده است مثلى است براى كسى كه در خبر دادنش و سخنش صادق است . ( النّهايه - 3 / 19 ) .